|
ادبی فرهنگی هنری ورزشی اجتماعی
|
|
|
|
||||
|
با وجود بارش باران و هوای شش درجه زیر صفر منطقه: آتش جان سوز
باز قربانی می گیرد در آخرین دقایق شب پنج شنبه 23آبان ماه خبرنگارحوادث سایت خبرنگار مریوان به نقل از مسافران جاده سنندج مریوان از آتش سوزی گسترده ای در جنگل های کوهستانی " نیاوا" خبر داد. سمیه رحمانی با مخابره این خبر از طریق پیام کوتاه، اعلام کرد: " حجم آتش به گونه ای است که پیش بینی می شود جنگل های کوسالان را هم قربانی کند" .
نقل خبر از: مریوان گالری
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 2:2 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
اگر خود را شکست خورده بپندارید،شکست می خورید؛اگر خود را شکست خورده نپندارید،پیروزید. اگر خواستار پیروزی هستید اما فکر می کنید،توانایی آن را ندارید،موفّق نخواهید شد. اگر خواستار پیروزی هستید اما فکر می کنیدکه می بازید؛حتماً بازنده می شوید. اگر خود را انسانی عاجز و مفلوک می دانید،مفوک و عاجزید. برای پیروزی و دریافت جایزه باید به خود اطمینان داشت . لزوماً همیشه قوی ترین ها و سریع ترین ها پیروز نمی شوند؛پیروز کسی است که فکر می کند می تواند پیروز شود. "ناپلیون هیل"
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 1:49 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
زریبار مریوان روستای کانی سانان
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:45 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
عکس: دلير مردوخي- مریوان مقام سوم قهرمانی کشور در کیک بوکسینگ نوجوانان را از آن خود کرد. این موفقیت را به قهرمانان مریوانی تبریک می گوییم. زریبار نیت
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 22:35 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
رزمی کاران باز هم افتخار آفریدند مقام سوم قهرمانی کیک بوکسینگ نوجوانان کشور برای مریوان ثبت شد منبع خبر
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 22:33 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 0:40 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
ماموستا شه پول
ماموستا شیخ احمد مردوخی فرزند شیخ محمد سعید در تاریخ2/4/ 1312در روستای سردوش مریوان به دنیا آمد. سپس به روستا های نژمار و گویزه کویره و بالاخره به کانی میران رفته ودر آن جا ساکن می شوند. درس خواندن را از 7 سالگی نزد پدرش شروع می کند و پس از چندی درس خواندن نزد پدر، ماموستا شیخ محمد سعید در نوروز 1324 فوت می کند، در حالی که شیخ احمد 13 سال بیشتر سن نداشته،پس از گذشتن یک سال از فوت پدر برای ادامه ی درس به خدمت حاج ماموستا ملا سعید به روستای سعد آباد می رود.. سپس نزد ماموستا ملا محمد امین در کانی سانان وسپس در در روستای بالک نزد ماموستا ملا باقر بالک علوم معمول روز را فرا می گیرد ودر سال 1335 از دست ماموستا ملا محمد امین کانی سانان اجازه نامه ی علمی ماموستایی را دریافت می کند و در همان سال با دختر ماموستا ملا باقر بالک زندگی مشترک را آغاز می کند ،حاصل این ازدواج 4 دختر می باشد که اکنون در قید حیات می باشند، شیخ احمد در همان سال به عنوان امام جمعه و پیش نماز روستای کانی میران خدمت به مردم را پیش می گیرد در سال 1339 با معافیت کفالت از سربازی معاف می شود ؛ خود در شعر "من و سر باز وظیفه" به آن اشاره نموده است.. ماموستا شه پول در تاریخ 15/11/1342 درسن 30 سالگی فوت کرد آرامگاه او در قبرستان پیرسلیمان روستای کانی میران قرار دارد. شه پول مردی لاغر اندام و میانه بالا بود نکته سنج و خوش سخن و شیرین بیان بود،خطّی زیبا و قلمی روان داشت، خطبه های جمعه را و ادبی نگاشته و آماده ی چاپ داشت اما متاسفانه مفقود شده و اثری از آن به دست نیامده است؛ ممکن است آثار دیگری نیز داشته که به این روز مبتلا شده باشند. یادش گرامی.. بر گرفته از مقدمه ی دیوان آماده ی چاپ شه پول
+
نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 23:15 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
«زن یک دوستم »
حبیبی داشتم یک دفعــــــــه رفتـــــــم برای دیدنـــــش گویــــــــا به خانــــــــــه خیالم رفته بود این دوســــــت عالـــــــی ندارد زن، ولـــی بخـــت بدانـــــــــــــــه گرفته یک زنی چون خرس کوهــــــی که کرده خانه ی اهلــــــی به لانــــــــــه عجب چشمی چو دو ســوراخ کــــــژدم به بالای چو چشمـــــــش یک نشانــــــه دو چشم تنگ و واسع گوش و بینــــــی دهانش چشمـــه ی واســع دهانــــــــــه سرش چون دیگ و چون قاشق زبانش به دور دیگ دارد صــــــــد نشانــــــه چـــو دیـــــگ آش دوغ،آب دهانــــش به وقــت صحبتـش ریزد به چــــــانه چو حجـــم چهـــــار ضلعی قامـت او چو مخروطی، عمودی استوانــــــــه دگر فرق سر و سینـــــــــه به گردن وجودش را ندارد در میانــــــــــــــه هر آن کس بنگرد در صــــورت او بگیرد عبرت دور زمانـــــــــــــــه دگر تاب نشــــــــستن را نــــــدیدم کشیده آتش عجزم زبانــــــــــــــــه برفتم زود از این« دار القبـــــایح» خراش دیده را کردم بهانــــــــــه «ماموستا شه پول» (13۴۲-13۱۲)
+
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 22:8 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 22:5 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 0:2 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||||||||||
+
نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 23:36 توسط حمید
|
|
|||||||||||||
|
|||||||||||||
|
|
|
||||||||||||||||
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 23:41 توسط حمید
|
|
|||||||||||||||||
|
|||||||||||||||||
|
|
|
||||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 18:38 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
|||||||
به نقل از کوردستان نیت
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386ساعت 18:15 توسط حمید
|
|
||||||||
|
||||||||
|
|
|
||||||||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 3:8 توسط حمید
|
|
|||||||||||
|
|||||||||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:59 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:40 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:32 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:24 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:19 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:13 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
|
|
|
||||
+
نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 2:2 توسط حمید
|
|
|||||
|
|||||
| عناوين آخرين مطالب ارسالي |
| Code And Design By : WwW.zrebarnet.blogfa.com |